ميرزا شمس بخارايى
21
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
مذهبى فراتر از محبّت به دودمان تيمورى قرار گرفت . عبيد اللّه خان شيبانى در 918 ه . ق / 1512 م ، بابر را از بخارا بيرون راند و به دنبال اين پيروزى سلطهء دودمان شيبانى را در ماوراء النهر احيا كرد . شاهان پس از وى نيز رفته رفته سرزمينهاى خود را از صفويان باز گرفتند و ماوراء النهر يك قرن كامل در زير سلطهء بىچون و چراى آنان دوام آورد . « 1 » با روى كار آمدن صفويان در ايران و شيبانيان در ماوراء النهر ميان فرهنگ و ادب ايران شرقى و غربى دوگانگى پديد آمد . اين اختلافات هنگامى ژرف شد كه شاه اسماعيل مذهب تشيّع را به عنوان مذهب رسمى در سراسر قلمرو خود اعلام داشت ؛ اين رويداد در فرهنگ و ادب هر دو منطقه اثراتى بر جاى گذاشت . سمرقند در روزگار شيبانيان تختگاه و بخارا و بلخ محل اقامت شاهزادگان شمرده مىشد ؛ هر يك از اين شهرها مانند دوران تيموريان هرات دگر باره كانون رسمى شعر و ادب و دانش گرديد . بويژه عبيد اللّه خان ( 1533 - 1539 م ) كه خود به زبانهاى پارسى ، اوزبكى و عربى با تخلّص عبيدى شعر مىسرود ، از اديبان و نويسندگان و هنروران حمايت مىكرد . شاعران و هنرمندانى كه سختگيريهاى صفويان را برنتابيدند ، ناگزير از هرات به سمرقند و بخارا پناه جستند و هر يك با ادامهء سنّتهاى روزگار تيموريان در شكوفايى اين دو كانون نقش مؤثّرى داشتند ؛ از جمله بنايى هروى ، هلالى چغتايى ، زين الدين واصفى هروى و همچنين آنانى كه همچون مير على هروى به زور به بخارا برده شده بودند ، ممتازترين چهرههاى اين دوران به شمار مىروند كه نيمهء دوم زندگانى خود را در دربار شاهان شيبانى سپرى ساختند . « 2 » در نيمهء دوم فرمانروايى شيبانيان بر ماوراء النهر ، روابط سياسى و فرهنگى ميان ماوراء النهر و شبه قارهء هند برقرار شد و پيوند ادبى ميان شاعران اين دو كشور پديد آمد ؛ برخى از شاعرانى كه در روزگار عبد اللّه خان دوم ( 1598 - 1583 م ) روى اقبال نديدند ، در دربار شاهان هند به « ملك الشعرايى » نائل آمدند . اين شاعران در انتقال سبك معروف هندى در ادب پارسى ماوراء النهر و كرانهء جنوبى آمودريا ، نقش اساسى داشتند ،
--> ( 1 ) . تاريخ منتظم ناصرى ، ج 2 / 756 ؛ تاريخ افغانستان / 23 ؛ وقايع السنين و الاعوام / 448 ، 449 ؛ نشتر عشق ج 1 / 207 - 210 . ( 2 ) . كتاب آرايى در تمدن / 50 ؛ تاريخ ادبيات در ايران / 526 - 505 .